تبليغاتX
چرا گرفته دلت...!
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگست...

 

 

هر چند قرار نبود كه تا تير ماه به روز شوم ولي......

 

ولي به خاطر تو، به خاطر تمام دلتنگي هايم ، به خاطر سال نويي كه در راه است

 

وتحويل ميشود و هيچ چيز تازهاي با خود ندارد.....به روز ميكنم با غزلي خسته

 

تر از خودم

 

                  سالروز تولد بهار مبارك باد     

 

 

 

   "  كنار در "

 

 

عكس دو تا پرنده بي جان ، كنار در

چشمي به انتظار كلاغان، كنار در

 

يك مشت شعر بي در و پيكر كه روي هم

گندابه اي شدند نمايان كنار در

 

اين روزها كه پنجره خميازه ميكشد

زل مي زنم به بغض  درختان ، كنار در

 

احساس ميكنم كه به آخر رسيده ام

بعد از تو در حوالي باران ، كنار در

 

من باردار اين همه درماندگي وتو

پايان گريه هاي فراوان ، كنار در

 

اصلا بيا دوباره خودت را مرور كن

يك زن درون توست ، پريشان، كنار در

 

پس كي براي غربت من غصه مي خوري

كي مي رسي قشنگ و چراغان، كنار در؟!

 

**

وقتي تو هم به مردن من فكر مي كني

من مي رسم به نقطه پايان ،كنار در

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

ساعت 22:12

نويسنده ميترا السادات دهقاني |